
روایتی از حمله به کوی آبشار خرم آباد؛ عیدی با طعم موشک!نیروهای هلال احمر، اولین پیکر را از زیر آوار درآوردند. دختر دانش آموزی بود که نخواسته بود از دانش آموزان مینابی جا بماند. - روایتی از حمله به کوی آبشار خرم آباد؛ عیدی با طعم موشک! خرم آباد- نیروهای هلال احمر، اولین پیکر را از زیر آوار درآوردند. دختر دانش آموزی بود که نخواسته بود از دانش آموزان مینابی جا بماند. خبرگزاری مهر- گروه استان ها؛ رضا مرادی: شب دوم فروردین بود. بنا به تکلیف، مثل هر شب، با رفقا در تجمع خیابان بعثت بودیم. مراسم که تمام شد، رفتیم راهپیمایی خودرویی که وطن فروش ها کاری از پیش نبرند. هنوز توی خیابان بودیم؛ ساعت از دوازده گذشت و وارد سومین روز فروردین شدیم. حوالی دوازده ونیم، موج تماس ها شروع شد. دوست و فامیل، حتی کسانی که چندسال بود باهم ارتباطی نداشتیم، پشت هم زنگ می زدند. نوشته بود پدر ! انگار تازه متولد شدم. محتوای همه تماس ها یک چیز بود: رضا کجایی؟! سالمی؟ مناطق مسکونی رو زدن؟ نگران شدم؛ فهمیدم اتفاقی افتاده. راه افتادم سمت خانه. باهرکسی از خانواده تماس می گرفتم جواب نمی داد. کلی فکر آمد توی سرم؛ اینکه همه چیز تمام شده؛ تنها شده ام؛ پدر و مادر و خواهر و برادر، همه رفته اند و فقط من مانده ام و یک عمر خاطره. برچسب ها: دانش آموزان - دانش آموزی - راهپیمایی خودرویی - دانش - فروردین - خیابان - مینابی |
آخرین اخبار سرویس: |